على رفيعى

49

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

نبرد در « ليلة الهرير » « 1 » بود كه نبرد يك شبانه روز بدون استراحت جريان داشت . مالك اشتر فرمانده دلير سپاه امام بىپروا در ميدان مىتاخت و همراه گروهى شجاع و مخلص ، صفوف دشمن را شكافته به پيش مىرفتند ؛ چندانكه نشانه‌هاى شكست در ارتش شام نمودار گشت . معاويه كه شكست خود را قطعى ديد با كمك عمرو بن عاص با نيرنگ قرآن بر نيزه كردن و اعلام پذيرش حكميّت قرآن ، در صفوف سپاه عراق اختلاف ايجاد كرد و موجب توقف نبرد و خواستار اجراى حكميّت شد . متأسفانه جريان حكميّت نيز به انحراف كشيده شد و از سوى نيروهاى فريب‌خورده و سطحى نگر عراق ، ابوموسى اشعرى به عنوان حكم اين قشر بر امام عليه السلام تحميل شد ؛ در حالى كه سپاه شام به اتفاق بر حكميت عمرو بن عاص وحدت نظر داشتند . موقعيّت امام عليه السلام در مسأله تحميل حكم به وى به گونه‌اى بود كه اگر بيش از اين مقاومت مىكرد ، چه بسا به دست ياران خود كشته مىشد و مسلمانان با بحران شديدترى روبه‌رو مىشدند . و بدين ترتيب جنگ صفين پس از حدود يكصد و ده روز از آغاز آن ، و بالغ بر هفتاد مورد برخورد بين دو سپاه در هفدهم ماه صفر ، سال 37 هجرى با انعقاد قرارداد حكميّت بين امام عليه السلام و معاويه پايان يافت . با فرا رسيدن تاريخ حكميّت ( پايان رمضان سال 38 ) و اجتماع حكمين در « دومة الجَنْدَل » عمرو بن عاص ، ابوموسى را فريفت و جريان را به نفع معاويه تمام كرد ؛ با اين حيله كه ابوموسى ابتدا بر منبر رفت و على عليه السلام را از خلافت عزل كرد . سپس عمرو رفت . وى كه بنا بود در سخنانش معاويه را از خلافت عزل كند ، او را در سمت خود تثبيت كرد . 3 - شورشگران پس از جنگ صفّين تعدادى از نيروهاى عراق كه حكميّت را بر امام عليه السلام تحميل كرده بودند ، عليه آن حضرت شورش كرده او را به نقض قرار داد فراخواندند ؛ و چون با مقاومت امام عليه السلام رو به رو شدند ، راه خود را از راه مسلمانان جدا كرده در « نهروان »

--> ( 1 ) - هرير در لغت به معناى زوزه سگ از سرماست . و چون در آن شب بر اثر شدّت نبرد و فشار دو طرف ، اسب‌سواران بر يكديگر فرياد مىزدند ، آن شب را « ليلةالهرير » ناميدند ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 403 ) .